خدمات متقابل اسلام وایران

دکتر عبدالحسین زرین کوب در بحث از علل ایجاد اسلامی می گوید :    …. آنچه این مایه ترقیات علمی و پیشرفت های مادی را تمدن عظیم و با شکوه برای مسلمین میسر ساخت ، در حقیقت همان اسلام بود که با تشویق مسلمین به علم و ترویج نشاط حیاتی ، روح معاضدت و تسامح را جانشین تعصبات دنیای باستانی کرد و در مقابل رهبانیت کلیسا که ترک و انزوا را توصیه می کرد ، با توصیه ی مسلمین به « راه وسط » توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی را تحمیل کرد . در دنیایی که اسلام به آن وارد شد ، این روح تساهل و اعتدال در حال زوال بود . از دو نیروی بزرگ آن روز دنیا ( بیزانس و ایران ) بیزانس در اثر تعصبات مسیحی که روز به روز در آن بیش تر غرق می شد ، هر روز علاقه ی خود را بیش از پیش با علم و فلسفه قطع می کرد .

بسمه تعالی

 

 

مرکز تربیت معلم شهید خورشیدی مشهد

موضوع :

 

استاد ارجمند :

جناب آقای دکتر سید حسین مجتبوی

 

 

تهیه و تنظیم :

صدیقه ضیائی نافچی

 

 

کارشناسی امور تربیتی ۲۰۴

 

 

سال تحصیلی ۸۷-۸۶

 

 

فهرست

 

مقدمه

اسلام و ملیت

اسلام گرایی ایرانیان از دیدگاه قرآن

خدمات اسلام به ایران

اظهار نظرها

کارنامه اسلام در ایران

خدمات ایرانیان به اسلام از کی شروع شد ؟

خدمات ایرانیان به اسلام

گستردگی و همه جانبگی

تمدن ایران

صمیمیت و اخلاص

فعالیت های اسلامی ایرانیان

حفظ سنت های ایرانی در اسلام

سربازی و فداکاری

ذوق و صنعت

علم و فرهنگ

کوشش های علمی ایرانیان در دوران بعد از اسلام

کتابخانه

مدرسه

نتیجه

منابع و ماخذ

مقدمه

ایرانیان در طول تاریخ از همان سالهای آغاز هجرت تاکنون پس از گرایش به اسلام و پیشدستی و پیشروی در پذیرش اسلام ، خدمات فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی و مبارزاتی بسیار به اسلام و مسلمین داشتند و به پیروی از پیشاهنگانی مانند سلمان فارسی ، در همه ی زمینه ها حماسه آفریدند و در میان مجاهدان ، مفسران ، مؤلفان ، مورخان ، مبلغان ، شهیدان و راویان اسلام ، نام صدها بلکه هزارها ، طبری ، خراسانی ، سیستانی ، قمی ، شیرازی ، اصفهانی و … می درخشند . گویی از همان آغاز اسلام ، ایران جزء اسلام بود و جداسازی ایران از اسلام که از آرزوهای همیشگی غرب و غرب زدگان است ، به هیچ وجه با واقعیت های تاریخ ایران و اسلام سازگار نیست و این دو روح در دو جسم هستند .

   من کیم لیلی و مجنون کیست من                                               هر دو یک روحیم اندر دو بدن

اسلام  در آغاز با نام سلمان ( رضوان الله علیه ) رونقی تازه یافت و در عصر ما با نام امام خمینی ( قدس سره ) جلوه ای دیگر ، که هر کدام بیانگر جدایی ناپذیری و پیوند ناگسستنی ایران و اسلام است .

جوان عزیز !

آیا تا به حال به دو عنصر اساسی زندگی خود  « اسلام » و « ایران » اندیشیده ای ؟

ما و همه ی جوانان مسلمان ایرانی به این دو واژه ی زیبا عشق می ورزیم . اندکی تأمل کن . چقدر علاقه داری حقیقت این دو کلمه ی مقدس را درک کنی ؟ اگر این دغدغه ی ذهنی توست و مسایلی به عمق جواهر گونه ی این دو مفهوم و ارتباط متقابل آنها دست یابی ، ساعتی با ما باش تا جواب سه سئوال ذیل را که همه مطالب این تحقیق در پاسخ به این سه

پرسش خلاصه می شود ، دریابی :

۱-  آیا حس مسلمان بودن یک جوان با حس وطن دوستی و ایرانی بودن او ، در تضاد است ؟

۲- آن گاه که دین اسلام چهارده قرن پیش به میهن ما ایران وارد شد ، چه تحولات و دگرگونی هایی در کشورمان بوجود آورد ؟آیا ورود این دین به میهن ما ، موهبت  بود یا فاجعه ؟           

۳- پس از اسلام ملت های زیادی به این دین دل بستند و در نشر آن تلاش نمودند و تمدن زیبایی با نام « تمدن اسلامی » را بنا نهادند . ما ایرانیان در ساختن این تمدن عظیم چه نقشی و سهمی داشته ایم و انگیزه مان از این خدمات چه بوده است ؟

شما همراه علاقه من ، پاسخ سه سئوال فوق را در بحث های سه بخش ذیل خواهی یافت :

۱- اسلام و مسئله ملیت

۲- خدمات اسلام به ایران

۳-  خدمات ایران به اسلام

اسلام و ملیت

اسلام یک مذهب است و بنابراین ، یک ایدئولوژی و خطاب آن به نوع انسان است و هدف نهایی آن رستگاری ، رستگاری از چهار زندان همیشگی انسان : جبر طبیعت ، جبر تاریخ ، جبر اجتماع و بالاخره جبرخویشتن .

اسلام در ذات خویش نیز یک زاده قومی و نژادی نبود ، …

اسلام از همان آغاز کوشید تا پوسته ی عربیت را از خود بدور افکند …. قرآن با لحن شدید و اتهام آمیز از اعراب سخن گفته است و آنان را از نظر روانشناسی اجتماعی ،  در نفاق و حق کشی از همه سخت تر و شدید تر خوانده است .

قرآن بطور بسیار مشخصی وجود ملیت ها را به عنوان واقعیت هایی عینی و طبیعی اعتراف نموده است .

اسلام ، به عنوان یک مذهب ، هرگز به نفی شخصیت و تزلزل اصالت ملی ما نپرداخته است ، بلکه برعکس ، موجب شکوفایی ذهنی و جهش فکری و درخشش وسیع و دامنه دار نبوغ و خلق ارزشهای معنوی و ملکات اخلاقی بسیار در این ملت مستعد شده است .        ( ر . ناث ، ۱۳۷۱ ، ص ۱۶ )

اسلام گرایی ایرانیان از دیدگاه قرآن

با اینکه قرآن غالباً و نوعاً مباحث کلی را بیان می کند و کمتر به مسائل فرعی پرداخته ، بسیار جالب است که در آیات متعددی با تعبیرات گوناگون ، از پذیرش اسلام توسط غیر عرب و ایرانیان ، سخن به میان آورده است ، این موضوع ، بیان گر توجه خاص قرآن به اسلام ایرانیان است ؛ به عبارت روشن تر : در قرآن مجید با توجه به تفسیر و گفتار معصومین (ع) ، آیات متعددی در مورد اسلام ایرانیان وجود دارد ، که وجود این آیات ، نشانه ی دو موضوع است :

۱- ایرانیان در پیشگاهی به حقایق و ارزشها ، لیاقت و اشتیاق عمیق دارند .

۲- اسلام آنها از اهمیت فوق العاده و ژرفی برخوردار و سرچشمه ی شایسته ای برای رونق و گستردگی اسلام در همه ی جهان خواهد شد . ( محمدی اشتهاردی ، ۱۳۷۸ ، ص ۲۹ )

 

اینک به بررسی چند آیه می پردازیم :

۱- در آیه ی ۱۳۳ سوره ی نساء می خوانیم :

« اِن یَشأ یُذهِبکُم اَیها الناس و یأتِ باخرین »

« ای مردم ! اگر خدا بخواهد شما را از میــان می بـرد و افـراد دیگـری را ( به جای شما ) می آورد . »

علامه طبرسی می گوید : در روایت آمده است ؛  هنگامی که این آیه نازل شد ، پیامبر (ص) دست خود را بر پشت سلمان زد و فرمود : « هُم قَومُ هذا یعنی عجَمُ الفُرس »

آن افراد ، از قوم این شخص ( سلمان ) هستند ، یعنی مردم غیر عرب از فارس .

۲- در آیه ی ۸۹ سوره ی انعام می خوانیم :

« فَإن یَکفُر بها هؤُلاءِ فَقَد وکلنا بها قوماً لَیسوا بِها بکافرین »

« اگر این قوم ، نسبت به آن ( هدایت الهی ) کفر ورزند ( مهم نیست ) زیرا کسانی را نگاهبان آن ساخته ایم که نسبت به آن کافر نیستند . »

مفسران بزرگی در تفاسیر خود نقل کرده اند که منظور از این جمعیت ( نگهبان دین ) ایرانیان هستند . ( ابطحی ، ۱۳۸۳ ، ص ۵۲ )

 

خدمات اسلام به ایران

خدمت یک مسلک به یک ملت تحول مفید و ثمر بخشی است که در روح و اندیشه ی آن ملت بوجود می آورد ، اخلاق و تربیت او را بهبود می بخشد و شور و هیجان کار و کوشش و دانش طلبی و نیکوکاری و از خود گذشتگی در او بوجود می آورد . در نتیجه ی این تحولات ، به طور طبیعی زندگی اقتصادی بهبود می یابد . استعدادهای علمی ، فلسفی ، فنی ، هنری و ادبی می شکفد و در نهایت آن چیزی که « تمدن » نامیده می شود پدید خواهد آمد .

اما خدمتی که یک ملت می تواند به یک مسلک بکند ، آن است که در راه تبلغ آن و تدوین و اشاعه ی فرهنگ آن بکوشد و با جان و دل از آن دفاع کند .

در این بخش به خدمات اسلام به ایران خواهیم پرداخت .

اکنون با مقیاسی که در دست داریم باید دید آیا اسلام به ایران خدمت کرده است یا خیر ؟ آیا اسلام ایران را آزاد کرد و روح تازه ای در پیکر ایرانی دمید و سبب شد استعدادهای مردم این سرزمین بشکفد یا خیر ؟

آیا اسلام موجب شد که ایرانیانی عالی قدر در جهان تمدن و فلسفه و عرفان و هنر و صنعت و اخلاق ظهور کنند ؟ یا اگر در جهان اسلام ایرانیانی این چنین ظهور کرده اند ، نه از آن جهت  است که اسلام زمینه ی چنین رشدی را فراهم کرده است ؟ یا ظهور مردانی نظیر بوعلی و ابوریحان و خواجه نصیر الدین طوسی تنها و تنها به خاطر ایرانی بودن آنها و مخالفتشان با اسلام بوده است ؟ و بالاخره آیا اسلام برای ایران موهبت بود یا فاجعه ؟ ( مطهری ، ۱۳۷۰ ، ص ۱۴۶ )

 

نظر صاحب نظران

آقای تقی زاده در خطابه ای چنین می گوید : اسلام … آیینی نو ، دارای محاسن و اصول و قوانین منظم آورد و انتشار اسلام در ایران روح تازه و ایمان قویتر دمید که دو مایه ی مطلوب نیز بر اثر آن به این دیار آمد . یکی زبان بسیار غنی و پرمایه ، وسیع یعنی عربی بود … این زبان وقتی که به ایران آمد و به تدریج با زبان لطیف و نغز و دلکش آریایی و تمدن ایرانی ممزوج و ترکیب شد وجودش کامل خورد و بوسیله ی سخنوران بزرگ ایران قرون چهارم و پنجم و ششم و چند نفر بعد از آن سکه ی  فصاحت کم نظیر خورد . برای ما زبانی بوجود آورد که لایق بیان همه ی مطالب گردید و نماینده ی درخشان آن سعدی و حافظ و ناصر خسرو و امثال آنها هستند … دیگری علوم و معارف و تمدن بسیار عالی پر مایه ای بود که بوسیله ی ترجمه های کتب یونانی و سریانی و هندی به زبان عربی در شرق اسلامی و قلمرو خلافت شرقیه از اواسط قرن دوم تا اواخر قرن سوم بین مسلمین آشنا به زبان عربی و بالخصوص ایرانیان انتشار یافت .

دکتر عبدالحسین زرین کوب در بحث از علل ایجاد اسلامی می گوید :    …. آنچه این مایه ترقیات علمی و پیشرفت های مادی را تمدن عظیم و با شکوه برای مسلمین میسر ساخت ، در حقیقت همان اسلام بود که با تشویق مسلمین به علم و ترویج نشاط حیاتی ، روح معاضدت و تسامح را جانشین تعصبات دنیای باستانی کرد و در مقابل رهبانیت کلیسا که ترک و انزوا را توصیه می کرد ، با توصیه ی مسلمین به « راه وسط » توسعه و تکامل صنعت و علم انسانی را تحمیل کرد . در دنیایی که اسلام به آن وارد شد ، این روح تساهل و اعتدال در حال زوال بود . از دو نیروی بزرگ آن روز دنیا ( بیزانس و ایران ) بیزانس در اثر تعصبات مسیحی که روز به روز در آن بیش تر غرق می شد ، هر روز علاقه ی خود را بیش از پیش با علم و فلسفه قطع می کرد . تعطیل فعالیت فلاسفه بوسیله ی ژوستی نیان ، اعلام قطع ارتباط قریب الوقوع بود بین دنیای روم با تمدن و علم . در ایران هم اظهار علاقه ی خسرو انوشیروان به معرفت و فکر یک دولت مستعجل بود و باز تعصباتی که بر نرویه ی طبیب در مقدمه ی کلیه و دمنه به آن اشارت دارد هر نوع احیای معرفت را در این سرزمین غیر ممکن بود . در چنین دنیایی که اسیر تعصبات دینی و قومی بود ، اسلام نفخه ی تازه ای دمید ، چنان که با ایجاد دارالاسلام که مرکز واقعی آن قرآن بود . نه شام و نه عراق – تعصبات قومی و نژادی را با یک نوع جهان وطنی چاره کرد . در مقابل تعصبات دینی نصاری و مجوس ، تسامح و تعاهد با اهل کتاب را توصیه کرد وعلاقه به علم و حیات را و ثمره ی این درخت شگرف که نه شرقی بود و نه غربی ، بعد از بسط فتوحات اسلامی حاصل شد .

از نظر وی اسلام به دنیایی پا گذاشت که در حال رکود و جمود بود . اسلام با تعلیمات مبنی بر جست و جوی علم و ترک تعصبات قومی و مذهبی و اعلام امکان همزیستی با اهل کتاب ، غل و زنجیرهایی را که به تعبیر خود قرآن بدست و پا و گردن مردم جهان بسـته شـده بود پاره کرد و زمینه ی رشد و تمدنی عظیم و وسیع را فراهم ساخت ( ابراهیمیان ، ۱۳۸۳ ، ص ۶۰-۵۶ )

کارنامه ی اسلام در ایران

اولین چیزی که اسلام آن را در ایران  از بین برد ، تشتت افکار و عقاید مذهبی بود . سپس به جای آن وحدت عقیده را گسترش داد . این کار برای اولین بار بوسیله ی اسلام در این مرز و بوم صورت گرفت . مردم شرق و غرب و شمال و جنوب این کشور که برخی سیاسی و برخی آریایی بودند و زبان ها و عقاید گوناگونی داشتند و تا آن هنگام فقط بواسطه ی زور و حکومت با یکدیگر ارتباط داشتند . برای اولین بار به یک اندیشه گرویدند . فکر واحد ، آرمان واحد و ایده آل واحد پیدا کردند و احساسات برادرانه میان آنها بوجود آمد . هر چند این کار به تدریج در طول چهار قرن انجام گرفت ، ولی سرانجام به نتیجه رسید و از آن هنگام تا کنون حدود ۹۸ درصد مردم ایران اندیشه و احساسات مشترکی دارند . نظام زردتشتی گری با این که تقریباً مساوی همین مدت بر ایران حکومت کرد و همواره کوشید تا براساس دین زردتشت وحدت عقیده ایجاد نماید ، موفق نشد ، ولی اسلام با آن که حکومت و سیطره ی سیاسی عرب پس از دو قرن از این کشور رخت بر بست ، به حکـم جـاذبه ی معنوی و نیـروی اقناعی ای که در محتوای خود دار است ، در ایران و چنـدین کشـور دیـگر این توفیـق را حـاصـل کرد . ( مطهری ، ۱۳۷۰ ، ص ۳۵۵ )

اسلام از نفوذ و توسعه ی مسیحیت در ایران و به طور عام در مشرق زمین جلوگیری کرد . نمی توان به طور قطـع گفت اگر ایران و مشرق زمین به مسیحیت روی آورده بود ، چه می شد ، ولی می توان حدس زد که بر سر این کشور همان می آمد بر سر سایر کشورهایی که به مسیحیت گرویدند ، هنگامی که کشورهای مسیحی در تاریکی قرون وسطا. ایران در پرتو گرایش به اسلام ، هنگامی که کشور های مسیحی در تاریکی قرون فرو رفته بودند ، همدوش با سایر ملل اسلامی و پیشاپیش همه ی آنها مشعلدار تمدنی عظیم و شکوهمند به نام « تمدن اسلامی » بود . ( ابراهیمیان ، ۱۳۸۳ ، ص ۱۰۳ )

اسلام ، ایرانی را هم به خودش شناساند و هم به جهان ، معلوم شد که آنچه درباره ایرانی گفته شد که نبوغ و استعدادش فقط در جنبه های نظامی است و دماغ علمی ندارد غلط است ، عقب افتادن ایرانی در برخی دوره ها از نقص استعدادش نبوده بلکه بواسطه ی گرفتاری در زنجیر رژیم موبدی بوده است و لهذا همین ایرانی در دوره ی اسلامی نبوغ علمی خویش را در اعلی درجه نشان داد .

اسلام اجتماع طبقاتی آنروز را که ریشه بسیار کهن داشت و بر دو رکن خون و مالکیت قائم بود . همه قوانین و رسوم و آداب و سنن بر محور این دو رکن می گشت در هم ریخت و اجتماعی ساخت منهای این دو رکن ، بر محور فضیلت ، علم ، سعی و عمل ، تقوا .

اسلام روحانیت موروثی و طبقاتی و حرفه ای را منسوخ ساخت ، آنرا از حالت اختصاصی بیرون آورد ، بر اصل و مبنای دانش و پاکی قرار داد ، از هر صنف و طبقه ای که باشد .

اسلام به زن شخصیت حقوقی داد ، تعدد زوجات به شکل حرمسرا داری و بدون قید و شرط و حد را منسوخ ساخت ، آن را تحت شرایطی براساس تساوی حقوق زنان و امکانات مرد و در حدود معینی که ناشی از یک ضرورت اجتماعی است مجاز دانست ، عاریه دادن زن ، فرزند استلحاقی ، ازدواج نیابی ، ازدواج با محارم ، ولایت شوهر بر زن را منسوخ ساخت .

خدمات اسلام به ایران و ایرانی منحصر به قرون اول اسلامی نیست ، از زمانی که سایه ی اسلام بر این مملکت گسترده شده است ، هر خطری که برای این مملکت پیش آمده بوسیله اسلام دفع شده است . امروز نیز اسلام است که در مقابل فلسفه های مخرب بیگانه ایستادگی کرده و مایه احساس شرف و عزت و استقلال این مردم است . آنچه امروز ملت ایران می تواند به آن افتخار کند و به رخ دیگران بکشد قرآن و نهج البلاغه است و نه اوستا و زند . ( مطهری ، ۱۳۷۰ ، ص ۳۶۹ )

خدمات ایرانیان به اسلام از کی شروع شد ؟

علاقه ایرانیان به دین مقدس اسلام از همان آغاز ظهور این دین مقدس شروع شد . قبل از اینکه شریعت مقدس اسلام توسط مجاهدین مسلمان به این سرزمین بیاید ، ایرانیان مقیم یمن به آیین اسلام گرویدند و با میل و رغبت به احکام قرآن تسلیم شدند و از جان و دل  در ترویج شریعت اسلام کوشش نمودند و حتی در راه اسلام و مبارزه با معاندین نبی اکرم جان سپردند .

تاریخ فتوحات اسلامی در شرق و غرب جهان حاکی از جانفشانی و مجاهدت گروهی از مردمان ایرانی است که با خلوص عقیده در راه اسلام از خود گذشتگی نشان دادند و دشمنان داخلی و خارجی اسلام را سرکوب کردند .

مسلمانان کشورهای شرقی و جنوب شرقی مانند شبه قاره هند و پاکستان ، ترکستان شرقی ، چین ، مالزیا ، اندونزی و جزایر اقیانوس هند مرهون فعالیتهای بی نظیر ایرانیان مسلمان هستند که با کوشش پیگیری از طریق دریانوردی و بازرگانی اسلام را به دور تدین نقاط آسیا رساندند و از طریق تبلیغ و ارشاد ، مردم را با دین مقدس اسلام آشنا ساختند .

ایرانیان در کشورهای غربی و شمال آفریقا و قاره اروپا و آسیای صغیر نیز در ترویج دین اسلام سهم بسزایی دارند ، پس از اینکه اهالی خراسان و نواحی شرقی ایران بر ضد خلافت ضد اسلامی امویان قیام کردند و بساط حکومت آنان را که به نام اسلام بر مردم مسلمان حکومت می کردند برانداختند و عباسیان براریکه ی خلافت مستقر شدند ، تمام امور کشوری و لشکری ممالک اسلام به دست ایرانیان مخصوصاً خراسانیان افتاد و اینان تمام مناصب سیاسی دولت اسلامی را در شرق و غرب به دست گرفتند . ( مطهری ، ۱۳۷۰ ، ص ۸۰ )

خدمات ایرانیان به اسلام

گستردگی و همه جانبگی

خدمت یک قوم به یک دین آن است که نیروهای مادی و معنوی خود و ذوق و استعداد و فکر و ابتکار خود را در اختیار آن قرار دهد و در این کار خلوص نیت داشته باشد .

ایرانیان بیش از هر ملت دیگری نیروهای خود را در اختیار اسلام قرار دادند و بیش از هر ملت دیگری نیز در این راه صمیمیت و اخلاص نشان دادند . از این جهات هیچ ملتی به پای ایرانیان نمی رسد ، حتی خود ملت عرب که دین اسلام در میان آنان ظهور کرد .

راجع به خدمات فراوان ایرانیان به اسلام زیاد سخن گفته شده ، ولی کم تر به این نکته توجه می شود که ایرانیان شاهکارهای خود را در راه خدمت به اسلام بوجود آوردند و جز نیروی عشق و ایمان نیروی دیگری قادر نیست هیچ شاهکاری خلق کند و در حقیقت این اسلام بود که استعداد ایرانی را تحریک کرد و در او روح تازه ای دمید و او را به هیجان آورد ؛ اگر نه ، چرا ایرانیان صد یک این همت را در راه کیش پیشین خویش بروز ندادند ؟

به همان نسبت که اسلام یک دین همه جانبه است و بر جنبه های مختلف حیات بشری سیطره دارد ، خدمات ایرانیان به اسلام نیز وسیع و گسترده و همه جانبه است و در همه صحنه ها و جبهه های گوناگون صورت گرفته است . جبهه ی نشر و تبلیغ و دعوت ملت های دیگر ، جبهه ی سـربازی و نـظامی ، جبهه ی علم و فرهنگ و جبهه ی ذوق و صنعت و هنر . ( ابراهیمیان ، ۱۳۸۳ ، ص ۱۱۳ )

تمدن ایران

اولین خدمتی که باید از آن نام برد ، خدمت تمدن کهن ایرانی به تمدن جوان اسلامی است . ایران قبل از اسلام خود دارای تمدنی درخشان و با سابقه بوده ؛ دیگر این که این تمدن در دوره ی اسلامی مورد استفاده واقع شده است . به عنوان مثال دانشگاه جندی شاپور در آن عصر تاسیس شد . این دانشگاه را مسیحیان ایرانی اداره می کردند و یکی از مراکز بزرگ فرهنگی جهان بود . فعالیت این مرکز بزگ در دوره ی اسلام ادامه یافت و وقفه ای در کارش حاصل نشد . جنان که می دانیم برخی کتب ایرانی در دوره ی خلفای اموی و عباسی ترجمه شد . هر چند این کتب با کتبی که از سایر منابع ترجمه می شد قابل مقایسه نبود ، اما می توان آن را کمکی ازجانب تمدن ایرانی به تمدن اسلامی به شمار آورد . ( مطهری ، ۱۳۷۰ ، ص ۳۷۵ )

صمیمیت و اخلاص

ایرانیان خدمات بسیار شایانی به اسلام کرده اند و آن خدمات از روی صمیمیت و اخلاص و ایمان بوده است .

آنچه در باره ی صمیمیت ایرانیان مدعی هستیم این است که اکثریت قریب به اتفاق ایرانیان نسبت به اسلام صمیمی بوده اند و انگیزه ای جز خدمت به اسلام نداشته اند و در این جهت هیچ یک از ملل اسلامی اعم از عرب و غیر عرب ، به پای ایرانیان نمی رسند و شاید از این جهت ایرانیان در دنیا نظیر نداشته باشند ، به نظر می رسد هیچ ملتی نسبت به هیچ دینی و آیینی این اندازه خدمت نکرده و صمیمیت به خرج نداده است .

می توان یک ملت را به وسیله ی زور مطیع کرد ، اما نمی توان به وسیله ی زور جهش و جنبش و عشق و ایمان در او به وجود آورد . قلمرو زور و زر محدود است . شاهکارهای بشری تنها معلول عشق و ایمان اند . ( ابراهیمیان ، ۱۳۸۳ ، ص ۱۱۵ )

فعالیت های اسلامی ایرانیان

حوادث یمن و فداکاری ایرانیان مسلمان آن سرزمین ، خود شاهد بزرگی است که این ملت با آغوش باز این دین مقدس را قبول کرد و در راه نشر آن از هیچ گونه فداکاری خودداری نکرده است . فعالیت و کوشش این مردم برای تبلیغ اسلام و تحکیم مبانی و قواعد شرع مقدس گردید . درسه قرن اغول اسلام که ایران تحت نفوذ خلفای اموی و بنی عباس اداره می شد ، ملت ایران در تشریح احکام دینی ، ادبی ، قضایی ، سیاسی و اجتماعی اسلام سعی بلیغ کرد و امهات مسائل را مطرح ساخت و آنها را روشن و مبوب نمود .

روی هم رفته ، حدیث ، تفسیر ، کلام ، فلسفه ، تصوف در قرن نخستین اسلامی پی ریزی شد و ملت ایران در این مورد در درجه ی اول قرار دارد . غزنویان نیز نخستین افراد ایرانی هستند که دین مقدس اسلام را از طریق سند به هندوستان بردند . ( همان منبع ، ص ۱۱۷ )

حفظ سنت های ایرانی در اسلام

اسلام بی گمان ژرف ترین انقلاب اجتماعی و دینی بود که اگر نخواهیم بگوییم در تاریخ سراسر شرق نزدیک دست کم در تاریخ عربان روی نمود . قبایل عرب را چنان به جنبش آورد که نه سابقه ای داشت و نه از آن پس چنین چیزی مشاهده شد . زیرا یک فرد مسلمان عرب پس از اسلام دیگر در بند پیوندهای اموال مشترک و تعهدات قبیله ای و قومی خویش نبود . وظایف فردی جایگزین پیوند قبیله ای شد و فرد مسلمان ناگزیر بود که از همه ی امت مسلمان در صـورت لزوم با جهاد دفاع کند مسـلمانان که مکـلف خوانده می شدند متعهد بودند پنج فریضه ی اسلامی را بجای آورند : شهادت ، صلات ( نماز ) ، صوم ( روزه ) ، زکات وحج ، گاهی در تاریخ اسلام جهاد هم به عنوان یک رکن ایمان بر فریضه های پیشین افزوده می شود .

اینها اصول نظری اسلام بودند . ولی در عمل بسیاری از آنها مراعات نمی شد . به طور مثال زکات در زمان امویان از وظایف حکومت شد و گونه ای خراج منحصر بر عریان یعنی بر اموال ایشان . ولی برای ایران تصور جدید جامعه در آغاز اسلام اهمیت بیشتری داشت .

در شرایع اسلامی ، امت اسلام از غیر مسلمان ممتاز بود و بعدها امت به بزرگان و اشراف و همگان یا فسران عادی تقسیم شد . ولی یک اصل تقسیماتی دیگری هم بود که باید بدان گفت تقسیم بندی اجتماعی : عربان مسلمان و آزاد و مسلمانان غیر عرب یا موالی که در آغاز تاخت و تاز عربان به آن پیوستند و هواخواهان آنان شدند ، سوم غیر مسلمانان یا اهل ذمه یا ذمی ، چهارم بندگان یا عبد مملوک یعنی خریداری شده .

این تقسیم بندی جامعه از اصول دینی و ایمانی نبود ، بلکه پدیده ای واقعی و عملی بود . اصول اجتماعی اسلامی و نیز واقعیات اسلامی در شرق با ساختمان طبقاتی جامعه ی ایران ساسانی عبارت بود از طبقات سنتی کاستی روحانیون و جنگاوران و دبیران و پیشه وران برخورد کرد . نتیجه ی برخورد دو نظام اجتماعی تصادم نبود بلکه بیشتر نظامی شد ملایم و همساز . زیرا بعضی از اعتقادات اجتماعی زرتشتی با اسلام همانند بود . در جامعه ی زرتشتی مردم به پیروان ( دینی ) و غیر مومن تقسیم می شدند . باید در نظر داشت که تقسیم بندی طبقاتی ایرانی ناپدید نشد بلکه در اسلام هم ادامه یافت ، پایدار ساختن تقسیم بندی اجتماعی سابق در اسلام نمودار نیروی سنت است در ایران ، که با دگرگونی دین همچنان به اصول گذشته پایدار ماند ( حقیقت ، ۱۳۸۰ ، ص ۳۶ )

 

 

 

 

سربازی و فداکاری

سربازی ایرانیان در راه اسلام ، اعم از آنچه به نتیجه مثبتی است ، یا علی رغم تلاشها و مجاهدات خالصانه این قوم ، نتیجه درخشانی از آن به بار نیامده است  یکی از صفحات درخشان روابط اسلام و ایران است .

در خود ایران در قرن دوم و سوم برخی نهضتها صورت گرفت که جنبه ی ضد اسلامی داشت و سرکوب شد . دقت در تاریخ نشان می دهد که این ایرانیان مسلمان بودند که آن قیامها را سرکوب کردند نه مردم عرب .

اگر سرداران و سربازان مسلمان ایرانی نبودند محال بود که قوم عرب بتواند قیامی که در آذربایجان در قرن سوم بوسیله ی بابک خرم دین رهبری می شد با تلفاتی در حدود دویست و پنجاه هزار نفر سرکوب کند . همچنین است سایر قیامهایی که بوسیله  المقنع یا سنباد یا استاد سیس رهبری می شد .

سلطان محمود غزنوی به جنگهای خود در هند رنگ اسلامی داده بود . سربازان ایرانی فتوحات هند را با شور یک جهاد اسلامی انجام می دادند و همچنین در جنگهای صلیبی سلاطین ایران به نام اسلام و تحت تاثیر احساسات اسلامی جلو هجوم صلیبی های غربی را گفتند .

سربازان ایرانی ، اسلام را به آسیای صغیر بردند نه عرب یا قوم دیگر . ( مطهری ، ۱۳۷۰ ، ص ۴۳۰ )

ذوق و صنعت

خدمات ذوقی و احساسی بیش از خدمات فرهنگی می تواند نشان دهنده ی احساسات پاک و خالصانه ایرانیان بوده باشد . زیرا بیش از آنها سر و کارش با عشق و ایمان است ، بطور کلی شاهکارها مولود عشقها وایمانها است . زر و زور هرگز قادر نیست شاهکار خلق کند . تنها عشق و ایمان است که شاهکار می آفریند . این قاعده درباره شاهکارهای فکری هم صادق است و بسیاری از آثار ایرانیان در بخش علوم و فرهنگ اسلامی شاهکار است اما درباره شاهکارهای ذوقی و احساسی خیلی روشنتر و واضحتر است . شاهکارهای صنعتی ایران در دوره اسلامی اعم از معماری ها ، نقاشیها ، خوشنویسی ها ، تذهیب کاریها ، خاتم کاری ها ، کاشی کاری ها و معرق سازی ها و غیره بیشتر در زمینه های دینی اسلامی بوده است .

 آنچه بر همه واضح است این است که شاهکارهای فوق همه در مساجد و مشاهد و مدارس و قرآنها و کتب تجلی کرده است ، معمارها هنر خود را در مساجد و مشاهد و مدارس اسلامی بروز داده اند . همچنین کاشیکارها ، خاتم کارها ، کتیبه نویسها ، گنجینه های قرآن که در موزه های مختلف کشورهای اسلامی و احیاناً کشورهای غیر اسلامی هست ، ارج هنر ایرانی را در زمینه های اسلامی و در حقیقت جوشش روح اسلامی را در ذوق ایرانی می رساند . ( همان منبع ، ص ۶۶۶ )

علم و فرهنگ

صحنه ی علم و فرهنگ ، وسیعترین و پر شور ترین میدانهای خدمات ایرانیان به اسلام است . سرعت پیشرفت و توسعه ، کلیت و شمول و همه جانبگی ، شرکت طبقات مختلف اجتماع ، اشتراک مساعی ملل گوناگون ، چیزهایی است که اعجابها را در مورد تمدن اسلامی سخت برانگیخته است . ( مطهری ، ۱۳۷۰ ، ص ۴۳۵ )

یکی ازمزایای تمدن اسلامی این است که علوم پراکنده ی یونان و ایران و هند و کلده را به عربی نقل کرد و چیزهایی بر آن افزود و آن را ترقی داده کامل کرد .

مسلمانان قسمت عمده علوم فلسفی و ریاضی و هیئت و طب و ادبیات ملل متمدن را به زبان عربی ترجمه و نقل کردند و از تمام زبانهای مشهور آن روز و بیشتر ازیونانی و هندی و فارسی کتابهایی ترجمه کردند و در واقع بهترین معلومات هر ملتی را از آن ملت گرفتند مثلاً در قسمت فلسفه و طب هندسه و منطق و هیئت از یونان استفاده نمودند ، و از ایرانیان تاریخ و موسیقی و ستاره شناسی و ادبیات  و پند و اندرز و شرح حال بزرگان را اقتباس کردند ، و از هندیان طب ( هندی ) حساب و نجوم و موسیقی و داستان و گیاهشناسی آموختند ، از کلدانیان و نبطیها کشاورزی و باغبانی و سحر و ستاره شناسی و طلسم فرا گرفتند و شیمی و تشریح از مصریان به آنان رسید . و در واقع عربها ( مسلمین ) علوم آشوریان و بابلیان و مصریان و ایرانیان و هندیان و یونانیان را گرفته و از خود چیزهایی بر آن افزودند و از مجموع آن علوم و صنایع و آداب ، تمدن اسلام را پدید آوردند . (  جرجی زیدان ، ۱۳۵۶ ، ص ۱۷۸ )

کوشش های علمی ایرانیان در دوران بعد از اسلام

اگر چه علوم دوره ی اسلامی همواره به نام مسلمانان تمام می شود و لیکن پدید آورندگان واقعی آن معمولاً یا از ستاره پرستان حران و از مسیحیان آرامی و ایرانی و یا از زرتشتیان و هندوان بودند و غالب آنان هم دین اصلی خود را تا چند گام در خاندان خویش نگاه داشتند و مدت ها از قبول اسلام خودداری کردند و اصولاً همانطور که در تاریخ علوم و فلسفه ایرانی آمده است عربها تا مدتی چنانکه باید اقبالی به علوم نداشتند و حتی مخالفت با علوم عقلی را مدت ها به عنوان پیروی از دین و مبارزه با الحاد و مذهب های تعطیل به شکل یک سنت موروث نگاه داشتند و بیشتر وقت ها دانشمندان و بویژه فیلسوفان را به کفر و زندقه متهم می کردند.

مهمترین عامل در سرعت انتشار و کثرت ترجمه و تدوین کتابهای علمی را در این مدت تشویق تنی چند از خلفای عباسی و گروهی از وزیران و امیران کشورهای مختلف اسلامی بویژه ایرانیان باید دانست .

ایرانیان بعد از اسلام به ریاضیات و فروع آن ، چون حساب و هندسه و نجوم و موسیقی توجه خاص پیدا کردند و در این علوم بیش از همه از کتابهای اقلیدس و فیثاغورث سود بردند ، همچنین از هندیان و بابلیان و مصریان نیز در این زمینه کسب دانش کردند و خود مطالبی بر آنها افزودند که موجب حیرت عالمان مغرب زمین گردید .

همچنین ایرانیان نخستین کسانی بودند که ارقام عربی را که امروز هم مستعمل است وارد اروپا کردند و این ارقام جانشین رقم های لاتینی شد تا آن زمان به جای رقم ها از حرف های بزرگ استفاده می کردند .

اگر همه ی کتابهایی که ایرانیان در زمینه های مختلف علوم نوشته اند یک جا گرد آید نیک روشن شود که آنچه دانشمندان ایرانی در راه خدمت به بشریت بویژه تمدن اسلامی انجام داده اند ، بر آنچه دیگران با وجود سابقه ی بیشتر تاریخی و امکانات فزون تر انجام داده اند برتری دارد . ( حقیقت ، ۱۳۸۰ ، ص ۱۴۷ )

ابن خلدون در کتاب مقدمه ی خود می نویسد : ایرانیان بر شیوه ای بودند که به علوم اهمیت عظیم می دادند و دایره ی آن علوم در کشور ایشان توسعه یافته بود زیرا دولت های ایشان در منتهای پهناور و عظمت بود و هم گویند که این علوم پس از آن که اسکندر دارا را کشت از ایرانیان به یونانیان رسیده است . ( ابطحی ، ۱۳۸۳ ، ص ۱۴۹ )

کتابخانه

در ایران پیش از اسلام کتابخانه هایی در سرداب ها و پستوها داشته اند و کتابخانه هایشان از پوست و بخط پهلوی بوده است و پس از پیدایش اسلام ایرانیان از بزرگترین عوامل تاسیس کتابخانه و مدارس در بغداد و غیره به شمار می آمدند .

اما خراسان بیش از تمام ممالک اسلامی دارای مدرسه و کتابخانه شد و از آنرو بدیار علم و ادب معروف گشت . با این وصف اطلاعات مهمی از کتابخانه های خراسان در دست نیست ( جرجی زیدان ، ۷۲ ، ص ۶۳۶ )

مسلمانان با کمی وسایل آنروز میلیونها کتاب تالیف و جمع آوری کرد . در صدها کتابخانه عمومی و خصوصی  نگاهداشته   بودند که قسمت عمده ی آن در گیر و دار حوادث قرون وسطی از بین رفت و با انقراض تمدن اسلامی و هر چه از دستبرد حوادث محفوظ ماند بیشترش در قسطنطنیه ( اسلامبول ) جمع شد . ( همان منبع ، ص ۶۳۸ )

مدرسه

علم و تمدن در ممالک اسلامی بدون مدرسه رواج و توسعه یافت ، فقها و اطبائ و فیلسوفان و دانشمندانی بدون رفتن به مدرسه پدید آمدند . مورخین مسلمان متفق هستند که نخستین مدرسه اسلامی به امر خواجه نظام الملک طوسی وزیر ملکشاه سلجوقی در اواسط قرن پنجم هجری تاسیس شد . نخستین مردمی که در اسلام مدارس تاسیس کردند امراء ( بزرگان ) ایران بودند و اگر هم روایت فرنگیان مربوط به مأمون درست باشد باز هم نخستین مدرسه ی اسلامی در ایران ( خراسان و یا نیشابور ) و با نظر ایرانیان بنا شده است و اگر جز این بود مأمون می بایستی پس از خلیفه شدند در بغداد مدرسه دایر کند و نکرد . ( همان منبع ، ص ۶۲۶ )

نتیجه گیری

اسلام نه تنها برای ایرانیانی که مسلمان شدند خیر و برکت آورد در آیین زردتشتی نیز اثر گذاشت و به طور غیر مستقیم موجب اصلاحات عمیقی در آن گشت .

خدمات اسلام به ایران و ایرانیان منحصر به قرون اول اسلامی نیست ؛ از زمانی که سایه ی اسلام بر این ممـلکت گسـترده شده است ، هر خطری که برای این مملکت پیش آمده ، بوسیله ی اسلام دفع گردیده امروز نیز اسلام است که در مقابل فلسفه های مخرب بیگانه ایستادگی کرده و مایه ی شرف و عزت و استقلال این مردم است . آنچه امروز ملت ایران می تواند به آن افتخار و مباهات کند ، قرآن و نهج البلاغه است نه اوستا و زند .

عمق نگری و حـق جـویی و علاقه ی ایرانیـان به اسـلام ، سـابقه طولانی دارد و مربوط به قرن های معاصر نیست ، تداوم جریان اسلام ئر رگ و پوست ایرانیان در طول قرن ها ، بیانگر استحکام پایه های اسلام است ، چرا که اگر اسلام یک آیین سست و کم مایه بود ، هرگز نمی توانست آن همه دوام یابد و در میان ملتی روشن ضمیر و پر استعداد و با اراده قرن ها پیروز بماند .

سیر تشیع یعنی همان اسلام ناب و مورد پسند امام علی ( ع ) و ائمه اهل بیت (ع) در ایران که در هیچ جای دنیا از نظر کمی و کیفی نظیر ندارد . از استعداد و روشن بینی و بلند نظری ایرانیان حکایت می کند ، نسل معاصر ایرانی با اتکائ به چنان سابقه ی روشن و افتخار آمیز ، می تـواند عقـیده ی اسـلامی خود را در زنـدگی ، عمیق تر و فراگیر تر نماید ؛ به عبارت روشن تر ، غرور ملی ایران در این نیست که استحکام پایه کاخ های شاهان هخامنشی و ساسانی را به رخ کشد ، بلکه غرور ملی او در این است که ملت او در همان آغاز اسلام ، از نظر مکتبی و معنوی به قوی ترین پایه های عقیدتی که در مکتب اسلام است دست یافته است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

منابع و ماخذ

۱- ابطحی ، نور الدین ( ۱۳۸۳ ) ایرانیان در قرآن و روایات ، تهران : به آفرین ، چاپ اول .

۲- ابراهیمیان ، حجت الله ( ۱۳۸۳ ) اسلام و ایران ، تهران : کانون اندیشه جوان ، چاپ اول .

۳- حقیقت ، عبدالرضیع ( ۱۳۸۰ ) خدمات ایرانیان به اسلام ، تهران : کومش ، چاپ اول .

۴- جرجی زیدان ( ۱۳۵۶ ) تاریخ تمدن اسلام ، ترجمه : علی جواهر کلام ، دوره کامل پنج جلدی در یک مجلد ، تهران : انتشارات امیر کبیر ، چاپ پنجم .

۵- زرین کوب ، عبدالحسین ( ۱۳۴۸ ) کارنامه اسلام ، تهران : شرکت سهامی انتشار .

۶- قربانی ، زین العابدین ، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی ، تهران : نشر فرهنگ .

۷- ر . ناث و گلدزیهر ( ۱۳۷۱ ) اسلام در ایران ، شعوبیه : نهضت مقاومت ملی ایران علیه امویان و عباسیان ، مترجمان : محمود افتخار زاده و محمد حسین عضدانلو ، تهران : مؤلف ، چاپ اول .

۸- محمدی اشتهاردی ، محمد ( ۱۳۷۸ ) رابطه ایران با اسلام و  تشیع ( از آغاز تاکنون ) ، تهران : برهان

۹- مطهری ، مرتضی ( ۱۳۷۰ ) خدمات متقابل اسلام و ایران ، تهران : انتشارات صدرا ، چاپ شانزدهم .

 


0 thoughts on “خدمات متقابل اسلام وایران

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


سه + 1 =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>